این بازی اینجوریه
مثلا من مینویسم (علی) بعدی میگه (و) بعدی میگه (رضا) بعدی میگه (به) بعدی میگه (بازار) بعدی میگه (رفتند)
این روند همینجوری ادامه پیدا میکنه
فقط قبلش سه تا خواهش دارم ازتون اسپم ندین پشت سر هم هی ننویسین
اگرم تاپیکم نکراریه لینک اون تاپیک اصلی که میگین رو بدین برم اونجا اینو هم عدم بزنم خواهشا اسپم ندین
خداوندا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری! من خدایی چون تو دارم و تو چون خودی نداری
این بازی اینجوریه :icon_10:
مثلا من مینویسم (علی) بعدی میگه (و) بعدی میگه (رضا) بعدی میگه (به) بعدی میگه (بازار) بعدی میگه (رفتند)
این روند همینجوری ادامه پیدا میکنه
فقط قبلش سه تا خواهش دارم ازتون
[b]اسپم ندین[/b] :icon_10:
[b]پشت سر هم هی ننویسین[/b]
اگرم تاپیکم نکراریه لینک اون تاپیک اصلی که میگین رو بدین برم اونجا اینو هم عدم بزنم
[b]خواهشا اسپم ندین[/b] :icon_10:
چرا داستانو خراب کرده تازه داشت باحال میشد ادامه میدیم
فکر کردم تموم شد
In the name of god
[quote][div][b]1380aa[/b][/div][div][quote][div][b]lord_sepehr[/b][/div][div][b]از اول [/b] :icon_10:
اومدم تبریز
....
:icon_2:[/div][/quote]
چرا داستانو خراب کرده تازه داشت باحال میشد ادامه میدیم [/div][/quote]
:icon_2:
فکر کردم تموم شد :icon_2:
من اومدم به
اتاق تاریک
دیدم که
یه دختر
چادر سفید
افتاده روی زمین
گفتم
نکنه
مرده
رفتم دستمو گزاشتم روی گردنش
دیدم نبض داره
....
In the name of god
[b]بزارم منم بگم دیگه :|[/b]
من اومدم به
اتاق تاریک
دیدم که
یه دختر
چادر سفید
افتاده روی زمین
گفتم
نکنه
مرده
رفتم دستمو گزاشتم روی گردنش
دیدم نبض داره
....
:icon_2:
من اومدم به
اتاق تاریک
دیدم که
یه دختر
چادر سفید
افتاده روی زمین
گفتم
نکنه
مرده
رفتم دستمو گزاشتم روی گردنش
دیدم نبض داره
اما بعدش نبزش کند شد ومرد
منم گفتم به درک و بعدش از اونجا خارج شدم
In the name of god
من اومدم به
اتاق تاریک
دیدم که
یه دختر
چادر سفید
افتاده روی زمین
گفتم
نکنه
مرده
رفتم دستمو گزاشتم روی گردنش
دیدم نبض داره
اما بعدش نبزش کند شد ومرد
منم گفتم به درک و بعدش از اونجا خارج شدم :icon_12:
من اومدم به
اتاق تاریک
دیدم که
یه دختر
چادر سفید
افتاده روی زمین
گفتم
نکنه
مرده
رفتم دستمو گزاشتم روی گردنش
دیدم نبض داره
اما بعدش نبزش کند شد ومرد
منم گفتم به درک و بعدش از اونجا خارج شدم
وقتی اومدم بیرون یه نفر از پشت سر یه چیزی زد توی سرم
چشمام سیاهی شد و هیچ جا رو ندیدم ، سپس بیهوش شدم
In the name of god
من اومدم به
اتاق تاریک
دیدم که
یه دختر
چادر سفید
افتاده روی زمین
گفتم
نکنه
مرده
رفتم دستمو گزاشتم روی گردنش
دیدم نبض داره
اما بعدش نبزش کند شد ومرد
منم گفتم به درک و بعدش از اونجا خارج شدم
وقتی اومدم بیرون یه نفر از پشت سر یه چیزی زد توی سرم
چشمام سیاهی شد و هیچ جا رو ندیدم ، سپس بیهوش شدم :icon_7:
من اومدم به
اتاق تاریک
دیدم که
یه دختر
چادر سفید
افتاده روی زمین
گفتم
نکنه
مرده
رفتم دستمو گزاشتم روی گردنش
دیدم نبض داره
اما بعدش نبزش کند شد ومرد
منم گفتم به درک و بعدش از اونجا خارج شدم
وقتی اومدم بیرون یه نفر از پشت سر یه چیزی زد توی سرم
چشمام سیاهی شد و هیچ جا رو ندیدم ، سپس بیهوش شدم
وقتی به هوش اومدم روی شکمم یه جای زخم کنده بود و دورو برم پرخون بود
خیلی عجیب بود مثل فیلم های ترسناک خارجی بود
In the name of god
من اومدم به
اتاق تاریک
دیدم که
یه دختر
چادر سفید
افتاده روی زمین
گفتم
نکنه
مرده
رفتم دستمو گزاشتم روی گردنش
دیدم نبض داره
اما بعدش نبزش کند شد ومرد
منم گفتم به درک و بعدش از اونجا خارج شدم
وقتی اومدم بیرون یه نفر از پشت سر یه چیزی زد توی سرم
چشمام سیاهی شد و هیچ جا رو ندیدم ، سپس بیهوش شدم
وقتی به هوش اومدم روی شکمم یه جای زخم کنده بود و دورو برم پرخون بود
خیلی عجیب بود مثل فیلم های ترسناک خارجی بود
انجمن عصرپادشاهان قسمتی از باشگاه بازیکنان عصرپادشاهان است. از این جهت دارای ثبت نام مجزا نمی باشد. هر بازیکنی که عضو عصرپادشاهان است، می تواند با نام کاربری و رمز مرکزی خود در انجمن نیز لاگین نماید.