جستجو برای 'عصر پادشاهان'
# عنوان متن نویسنده تاریخ
5676 سرزمین عصر پادشاهان
هر کی ناراضی هست بگه حذفش کنم
‏1393/10/20 16:45:05
5677 سرزمین عصر پادشاهان
behnam_lion
خادم-الحسین
آقا مارو هم بیارید دیگه نامردا
از سرزمین کربلا...
یا حسین الشهید...

تو هم هستی

گومر هستم...
البته میدونی همینطوری گفتم اطلاع رسانی شه،
فقط یادت نره از سرزمین کربلا...
با پرچم یا حسین الشهید...
‏1393/10/20 16:47:24
5678 سرزمین عصر پادشاهان
تازه اژدها سفید هم هست
‏1393/10/20 16:47:49
5679 سرزمین عصر پادشاهان
behnam_lion
تازه اژدها سفید هم هست

فقط یادت نره از سرزمین کربلا...
با پرچم یا حسین الشهید...

گومر هستم.
‏1393/10/20 16:48:33
5680 سرزمین عصر پادشاهان
بقیه داستان امروزه یا فردا؟
‏1393/10/20 16:59:30
5681 سرزمین عصر پادشاهان
باور کن یه بار بیشتر نبستن اونم به دلایل کمک به دیگران
‏1393/10/20 17:10:54
5682 سرزمین عصر پادشاهان
behnam_lion
دره جهنم
وقتی به دره رسیدیم افرادمون داشتن از ترس میلرزیدن یادمه امیر از ترس چند بار گریه کرد ولی عالمی داوطلب شد بره وسط میدون
ولی من بهش گفتم خطر ناکه به همین خاطر من تصمیم گرفتم یکی سرباز رو بفرستم
وقتی رفت دیدم داره میلرزه بهش گفتم چی دیدی گفت اونجا سپاهی منتظر ماست از شب تاریک تر و از ازدها سفید ترسناک تر
و من با شوالیه ها رفتیم تا ببینیم
بعله
رهام فرماانده گارد سلطتنی بود
اون سپاه گینگز اعظم را کنترل میکرد
اون به کی از دوستانم تیری پرتاب کرد و من جلویش را گرفتم تا تیر برخورد نکند
فورا رهام با تعدادی از گینگز ها اومدن سمت ما
رهام: خیلی وقته ندیدمت خیلی زشت شدی احمق
من: تو نبرد قیافت رو میبینم
رهام:میبینیم
من:دیگه حرف فایده ندارم شمشیر رو گردنت ابت میکنه
رهام:بسیار خوب,جنگ سه روز دیگه هست شما باید در کوه مقابل اردو بزنید
البته اگر میخواید میتونید همین الان شکست بخورید
من: باشه اون کوه باشه
و من به سمت کوه رفتیم وبه آمادگی عظیم ترین جنگ جهان آماده شدیم
جنگی که در ابد ثبت میشد
تا ابد
تا آینده...

قسمت بعد قسمت آخر هست

زود تر بنویس قسمت بعدو،
منم یادت نره وارد کنی.
‏1393/10/20 16:37:37
5683 سرزمین عصر پادشاهان
alemi
خادم-الحسین
alemi
خادم-الحسین
alemi
خادم-الحسین
alemi
خادم-الحسین
alemi
خادم-الحسین
alemi
خادم-الحسین
alemi
خادم-الحسین
alemi
خادم-الحسین
alemi
خادم-الحسین
alemi
خادم-الحسین
پس چرا گومر توی داستان نیست؟؟

گومرو بزارین فرمانده گیگیزا

من باید از سرزمین کربلا با پرچم یا حسین الشهید وارد بشم.

اونطوری نباید وارد بشی همون جا باید بمونی

باید برای نجات دادن شما وارد بشم.

هنوز جنگ شروع نشده

خب وقتی شروع شد،
اون زمانی که شما دیگه قوا ندارید از پا افتادید.

ما پیروز میشیم

تا جایی که من خوندم هی دارید شکست میخورید.

فیلم سینمایی نمیبینی همش شکست میخورن آخرین لحظه پیروز میشن

خب من به کمکتون میشتابم و شما پیروز میشید،
اینطوری سینمایی تره.

داستان باید اینطوری باشه که گینگیزا تو و همه ی افرادتو وقتی دارین برای کمک ما میاین اسیر میکنن بعد ما میایم نجاتتون میدیم

کسی نمیتواند سپاه کربلایی مرا به اسارت بگیرد،
تا زمانی که خون من یارانم را بریزد.

پس اینطوری باشه که وقتی گینگیزا بهتو حمله میکنن برای اسیر کردنتون شما همه فرار میکنین بر میگردین کربلا

ما کربلایی ها فرار نمیکنیم، مگر مولایمان فرار کرد؟
تای پای جان میجنگیم ولی اسیر نمیشویم.

اول نیروهای امام حسین(ع) خیلی بیشتر بود بیشترشون فرارکردن

خود امام و 72 یار؟

وقتی 72 نفر بودند که مطمئن شدند باید بجنگند قبلش تعدادشون خیلی بیشتر بود

خب ما هم 72 تا میشیم میجنگیم.

این فرق میکنه

آقا مثل اینکه شما با ما دشمنی...
ول کن دیگه هرچی میگم یه چیزی میگی...
‏1393/10/20 16:38:44
5684 سرزمین عصر پادشاهان
ادامه داستان کو؟؟؟؟؟؟؟
‏1393/10/20 17:13:20
5685 سرزمین عصر پادشاهان
داستان اخر رو بزارم
‏1393/10/20 18:14:42
5686 سرزمین عصر پادشاهان
behnam_lion
داستان اخر رو بزارم

اره بزار
‏1393/10/20 18:15:32
5687 سرزمین عصر پادشاهان
behnam_lion
داستان اخر رو بزارم

بــزار
‏1393/10/20 18:30:40
5688 سرزمین عصر پادشاهان
behnam_lion
داستان اخر رو بزارم


ببین. همه این داستانیو ک نوشتی رو بزار توی استارتر
من ک الان اومدم میخام بخونم حوصله ندارم همه صفه ها رو بگردم دنباله داستان
‏1393/10/20 19:27:49
5689 سرزمین عصر پادشاهان
بزار
‏1393/10/20 19:33:40
5690 سرزمین عصر پادشاهان
mahdi222_52
بزار


کمی صبر پیشه کن فرزندش
‏1393/10/20 19:39:00
5691 سرزمین عصر پادشاهان
hani...gonjeshke
mahdi222_52
بزار


کمی صبر پیشه کن فرزندش

باشه دلبندش
‏1393/10/20 19:40:22
5692 سرزمین عصر پادشاهان
در فصل دوم شخصیت های جدید..
‏1393/10/20 20:33:46
5693 سرزمین عصر پادشاهان
پس من کوووش؟؟
‏1393/10/20 20:34:11
5694 سرزمین عصر پادشاهان
باز خدارو شکر شرافت مردانه مردم
‏1393/10/20 20:36:31
5695 سرزمین عصر پادشاهان
قسمت منم ناقص مونده ها ... از قضا با نفس اژدهای سفید زنده و نامیرا شدم و در فصل دو با اژدهام حضور خواهم داشت
‏1393/10/20 21:05:05
5696 سرزمین عصر پادشاهان
dmc4s
behnam_lion
dmc4s
behnam_lion
برو بچ داستان بعدی فردا


من الان میتونم بزنم این پادشاهه رو بکشم یا نه ؟؟؟ آبرو نذاشته واسه لشگر که

امیر تو اخر داستان توسط رهام کشته میشی

به دست رهام کشته شم بهتره تا طرف تیم شما بمونم .. شرف نذاشتی برا لشگر ... از اردوگاه اصلی بیرون نمیتونم بیام

آخرش تو جون منو نجات میدی منم رهام رو زخمی میکنم ولی زنده میمونه ولی این وسط...
‏1393/10/20 16:43:41
5697 سرزمین عصر پادشاهان
alixfazl5
dmc4s
behnam_lion
برو بچ داستان بعدی فردا


من الان میتونم بزنم این پادشاهه رو بکشم یا نه ؟؟؟ آبرو نذاشته واسه لشگر که


آقا این پادشاه رو بزن خودت بکش داستانو خودم تمومش بکنم
این داستان اینطور که بوش میاد قراره فیلم هندی بشه و همه با خوبیو خوشی آخرش برن سر زندگیشون

اینو بزن بکش اون دفترشم بیار این ژدها سفیدرو که میزنم به نامت هیچی
یه قنادی و یه نمایشگاه اژدها هم میندازم پشت قبالت


پس حله

شرح قسمت آخر :

و اینگونه شد که گردن شاه را زدم و رفتم تو تیم حریف ... جنگم اونا بردن
پایان
‏1393/10/20 16:45:28
5698 سرزمین عصر پادشاهان
alixfazl5
behnam_lion
alixfazl5
dmc4s
شرف لشگر خودتو بردی زیر سوال که
رهام یار نمیخوای اینطرف ما عرضه برد نداره فک کنم


گریه میکردی وسط میدون
خیلی داستان خوبه واقعا حال کردم
چقدر ترسناک بودیما خودمونیم
فقط نمیدونم چرا یه حس غریبی میگه قرار شسکت بخورم و کشته بشم

از کجا فهمیدی؟


آخه کل این فیلم ایرانیا همشون یه جور تموم میشه
ولی عیب نداره رو اوج مردیم حداقلش

آخرش اینقدر باحال هست که
‏1393/10/20 16:46:58
5699 سرزمین عصر پادشاهان
behnam_lion
دره جهنم
وقتی به دره رسیدیم افرادمون داشتن از ترس میلرزیدن یادمه امیر از ترس چند بار گریه کرد ولی عالمی داوطلب شد بره وسط میدون
ولی من بهش گفتم خطر ناکه به همین خاطر من تصمیم گرفتم یکی سرباز رو بفرستم
وقتی رفت دیدم داره میلرزه بهش گفتم چی دیدی گفت اونجا سپاهی منتظر ماست از شب تاریک تر و از ازدها سفید ترسناک تر
و من با شوالیه ها رفتیم تا ببینیم
بعله
رهام فرماانده گارد سلطتنی بود
اون سپاه گینگز اعظم را کنترل میکرد
اون به کی از دوستانم تیری پرتاب کرد و من جلویش را گرفتم تا تیر برخورد نکند
فورا رهام با تعدادی از گینگز ها اومدن سمت ما
رهام: خیلی وقته ندیدمت خیلی زشت شدی احمق
من: تو نبرد قیافت رو میبینم
رهام:میبینیم
من:دیگه حرف فایده ندارم شمشیر رو گردنت ابت میکنه
رهام:بسیار خوب,جنگ سه روز دیگه هست شما باید در کوه مقابل اردو بزنید
البته اگر میخواید میتونید همین الان شکست بخورید
من: باشه اون کوه باشه
و من به سمت کوه رفتیم وبه آمادگی عظیم ترین جنگ جهان آماده شدیم
جنگی که در ابد ثبت میشد
تا ابد
تا آینده...

قسمت بعد قسمت آخر هست

.........................................................................
نکاه کن الان متحد شدِن رو گفتی اما بعدش که به خاطر گنجینه اتحاد به هم میریزه رو نگفتی و خیانت ها و جاسوسی ها رو نگفتی و اینکه برای از بین بردن اژدها به کلید طلا یا دو کلید نقره نیاز داری رو نگفتی که چجوری دنبالش گشتی و به چه سختی به دست اوردی و زمانی که بدست اوردی بقیه هم خواستن مثل تو باشن و بهت جمله کردن تا اون کلید رو ازت بگیرن . باید بگی که تو اتحاد بعضیا برا به دست اوردن گنجینه خیانت میکتن و دوستی رو به پول میفروشن و دوستا وافعی فقط برا هم میمونن و بعضیا با پول و رشوه بعضی شهرا رو میخرن و ازشن استفاده میکنن
‏1393/10/20 17:00:06
5700 سرزمین عصر پادشاهان
چه طور بود
درضمن افرادی که مردند زنده نمیشوند
در ضمن در مورد گینگز اعظم که در قسمت بعد خیلی زیبا تر هست من کلا باز این مورد مایت میکنم ممنون
‏1393/10/20 21:21:26
منوی کاربری

پیغام

بستن