یه شعر تازه تر بگه...
...
| نویسنده | پیغام |
|---|---|
اکانت های فعال کنونی |
آهای آهای یکی بیاد 1404/10/21 20:55:57
یه شعر تازه تر بگه...
...
|
اکانت های فعال کنونی |
1404/10/22 17:23:31
حالا امیرمسعود
زندگی صحنۀ یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمۀ خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد |
اکانت های فعال کنونی |
1404/10/25 18:57:50
لجندی هستی واسه خودت تو این بازی چه خبر rυleѕ αre мαde
! тo вe вroĸeɴ The black bird flies at night |
اکانت های فعال کنونی |
1404/10/27 00:07:32
تاج سری چه زود زمان آنرا از میان می برد، چه بسیار آنچه زمان از میان برده است زندگی صحنۀ یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمۀ خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد |
اکانت های فعال کنونی |
1404/10/27 00:40:39
گیسوانت زیر باران،عطر گندم زار...فکرش را بکن
باتو ادم مست باشد،تاسحر بیدار فکر را بکن در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعد از سال ها بوسه و گریه،شکوه لحظه ای دیدار....فکرش را بکن سایه ها در هم گره،نورملایم،استکان مشترک خنده خنده پر شود خالی شود هربار فکرش را بکن ابرباشم تا که ماه نقره ای را در تنم پنهان کنم دوست دارد دور هر گنجی بچرخد مار فکرش را بکن خانه خشتی،قدیمی،قل قل قلیان،گرامافون،قمر تکیه بر پشتی زده یار و صدای تار فکرش با بکن از سمار دست هایت چای و از ایوان لبانت قندرا... بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار فکرش را بکن اضطراب زنگ،رفتم وا کنم درا که پرتم می کنند سایه ها در تونلی باریک و سرد و تار فکرش را بکن ناگهان دیوانه خانه و پرستاری که شکل تو نبود قرص ها گفتند دست از خاطراش بردار فکرش را نکن ال کاپو سرورهای
4. 5.6.7 |
اکانت های فعال کنونی |
1404/10/27 00:47:10
من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می کند بدجور
ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می کند بدجور من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هویت دارم یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می کند بدجور جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می بازیم پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می کند بد جور مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را بس که حوا هوایی اش کرده ، پدرم درد می کند بدجور هرچه کوه بزرگ می بینی ، همگی روی دوش من هستند عاشقی هم که قوز بالا قوز ، کمرم درد می کند بدجور تو فقط صبر می کنی تجویز ، من فقط صبر می کنم یکریز بس که دندان گذاشتم رویش ، جگرم درد می کند بدجور ال کاپو سرورهای
4. 5.6.7 |
اکانت های فعال کنونی |
1404/10/27 22:22:29
پرنده ای که دگر اشیانه نخواهد دید. زمانه همی بَرَدَش به سوی دانه و دام
rυleѕ αre мαde
! тo вe вroĸeɴ The black bird flies at night |
|
منوی کاربری
|
||