جستجو برای 'عصر پادشاهان'
# عنوان متن نویسنده تاریخ
5201 برگزیده های چهارمین جشنواره بازی‌های رایانه‌ای تهران (عصر پادشاهان نیست )
خواهشأ کش ندید دیگه
ما بعد سالی اومدیم انجمن دوتا تاپیک زدیم اینا هم الآن رو هوان
خوب تو خصوصی صحبت می کردین دیگ
خواهشأ عدم بزنید اسپم ها رو
‏1393/07/22 22:03:50
5202 برگزیده های چهارمین جشنواره بازی‌های رایانه‌ای تهران (عصر پادشاهان نیست )
amirbagheri@
reza_13
قضیه داره منکراتی میشه

10 2 عاغا 10 2

چی؟
‏1393/07/22 22:05:16
5203 برگزیده های چهارمین جشنواره بازی‌های رایانه‌ای تهران (عصر پادشاهان نیست )
reza_13
amirbagheri@
reza_13
قضیه داره منکراتی میشه

10 2 عاغا 10 2

چی؟

11 22
‏1393/07/22 22:06:15
5204 برگزیده های چهارمین جشنواره بازی‌های رایانه‌ای تهران (عصر پادشاهان نیست )
amirbagheri@
reza_13
amirbagheri@
reza_13
قضیه داره منکراتی میشه

10 2 عاغا 10 2

چی؟

11 22

10 2
حاج امیر لطفا زودتر بیا
این1122 بین بچه های کلاس ما یه سوژه ای شده هرکی خواست بدونه خصوصی بگه
‏1393/07/22 22:11:53
5205 برگزیده های چهارمین جشنواره بازی‌های رایانه‌ای تهران (عصر پادشاهان نیست )
reza_13
amirbagheri@
reza_13
amirbagheri@
reza_13
قضیه داره منکراتی میشه

10 2 عاغا 10 2

چی؟

11 22

10 2
حاج امیر لطفا زودتر بیا
این1122 بین بچه های کلاس ما یه سوژه ای شده هرکی خواست بدونه خصوصی بگه

11 94
تعدادی اسپمر اینجاست حاجی
‏1393/07/22 23:17:32
5206 برگزیده های چهارمین جشنواره بازی‌های رایانه‌ای تهران (عصر پادشاهان نیست )
hosseinjangjo
xxxx1234
hosseinjangjo
100 بار گفتم نوچه پست های منو نقل قول نکنه

واسه نقل قول کردن باید فرم زیر پرچم بودن رو پر کنی که البته یه تبصره هم هست که دختر نما ها باید یه چیزی هم بخورن

خواستی بیشتر متوجه شی صبحا قبله صبحونه میتونی به ایدی گارنام پیام بدی که صبحونتون رو هم همزمان صرف کنید

در مورده اعلام نتیجه هم میگم معلوم نیست به این دلیل که اگه امار میزدن میگفتن فلانی هم یه کنسول برنده شده چون تا جایی که من میدونم قرار بود جایزه بدن

در کل واسه من نتیجه خیلی فرق نمیکنه

مورد داشتیم طرف رفته 20 تا مرکزی ساخته که بازی بهش سکه بده



چرا سر بسته حرف میزنی عمو جون
بیا قشنگ حرف بزنم ببینی چند چندی
ببین عمویی امشب اصلا حالو حوصله ی درست حسابی ندارم یهو دیدی نام نام خانوادگی یه بنده خداییرو جلو همه بردم(یکم ناموسیه میدونی کیو میگم دیگه )
آدرس خونشونم ممد فتیده داره شماره پلاک رو هم داره
یه پست جدااگانه باز نکنم بنویسم بانویی با شغل شریف اینم آدرسش

پس بشین سر جات عمویی یه کار نکنم سرتو دیگه بالا نتونی نگه داری
باباتم که خبر دارم نمیزاره از خونه بیای بیرون
اگه اجازه داد واسه 5 دقیقه به سم کتاب خریدنی چیزی از خونه بیای بیرون آدرس هم بدم بیای حضوری یه فیلم از اندام مبارکت بگیرم بزارم تو انجمن
در هر حال ما همه جوره هستیم
به اونیم که اسمشو گفتم نزارم تو انجمن واسه همه ببوسش از طرف من بگو رهام سلام رسوند

عجب بابای من نمیزاره از خونه بیام بیرون؟
اینجا یه فلسفه ای هست که اگه بابا بچش شب ساعت 2 اومد خونه چیزی نگه اون دیگه بابا نیست اوسکله البته بابای تو اینجوریه به ما ربطی نداره

در مورده اون قضیه هم که هی میگی ناموسی میشه ناموسی میشه از صفحه اول شناسنامم یه اسکن میکنم اگه اون شخص هیچ ارتباطی با من نداشت ناموستو میکشم وسط که واسط خطری بشه اما یه شرط داره تو اول یه اسکن کن سن مبارکه پدر رو ببینن که چند بار پشت خط ازت پرسیده پوله قسط و قبض ریختی؟

اینو گفتم سره قضیه رمز دوم کارت بابا که ملتو میگفتی میپیچونن خودت سر دستشونی

آدرسه خونمون رو مگه نداری؟ مگه نمیگفتی گنده ای فلانی زنگ بزنی چند نفر میریزن (البته منم باشم به خاطر تو میام خیلی چیزه توپی هستی ) بیا اینجا اگه یه نفر فقط از تو کوچه ما سالم برگشتم * روزگارم اگه 1200 کتیبه رو ندم بهت ببین بچه با من یکی کل نکن اگه چیزی داری که نداری بیا بگو این کارو کردم مالیدم در حسین جنگجو تو در حد من نیستی که بخوام باهات کل کنم فلان تو سوزش 1200 کتیبه باش که واریز شده علی لیونل دیروز بهم گفت التماس میکردی MR.LIONEL رو بده بهت ایمیلش رو هم بزنه به نامت همون علی لیونل بهم میگفت اگه میدونستم واسه چه کاری میخواد عمرا بهش میدادم

اونم که گفتی ببوس علاوه بر بوسیدن هر هفته میاد زیرم

انقدر اوسکول نیستم اهل خانواده رو بکشم تو بازی البته شما ها میکشید اون بحث دیگه ای داره


اقا مدیر انجمن کجایی انجمن رو جنده خونه کردن
‏1393/07/22 21:39:32
5207 برگزیده های چهارمین جشنواره بازی‌های رایانه‌ای تهران (عصر پادشاهان نیست )
xxxx1234
omid511
خواهشأ کش ندید دیگه
ما بعد سالی اومدیم انجمن دوتا تاپیک زدیم اینا هم الآن رو هوان
خوب تو خصوصی صحبت می کردین دیگ
خواهشأ عدم بزنید اسپم ها رو



عزیزم تاپیکت که اول اخر حذف میشه
پس بزار سربلند حذف بشه

اگه اسپم ندید بره چی حذف شه؟؟
اگه قراره با این حرف هایی که شماها به هم زدید سربلند حذف شه من دیگه تاپیک نمی زنم
‏1393/07/22 22:08:44
5208 شما هم از این کارا کردین ؟ خلاقیت ( البته کم )
سید محمد مهدی حسینی
دیدم مصرف اینترنت برای عصر پادشاهان داره میره بالا رفتم تو مدرسه کاربر ثبت نام کردم عصر پادشاهان با استفاده از نقاشی راه انداختم .
نمره بدید از 20
اگه هم خیلی جالب نبود نمره ندید


البته چون محاسباتش خیلی س
‏1393/07/22 19:26:28
5209 شما هم از این کارا کردین ؟ خلاقیت ( البته کم )
[quote]
سید محمد مهدی حسینی
[quote][div]سید محمد مهدی حسینی
دیدم مصرف اینترنت برای عصر پادشاهان داره میره بالا رفتم تو مدرسه کاربر ثبت نام کردم عصر پادشاهان با استفاده از نقاشی راه انداختم .
نمره بدید از 20
اگه هم خیلی جالب نبود نمره ندید
[/quote]

البته چون محاسباتش خیلی س
‏1393/07/22 19:27:48
5210 شما هم از این کارا کردین ؟ خلاقیت ( البته کم )
reza_13
نشانه ی اعتراضه؟این کارو کرده که چی رو ثابت کنه


اصلا نمی خواد شما نظر بدین
تو عصر پادشاهان پاپوش دوز زیاده نمونش هم ( farhadmajidi ) در سرور 27 که خیلی .................. است .
‏1393/07/22 19:28:00
5211 شما هم از این کارا کردین ؟ خلاقیت ( البته کم )
... یا2[/b][/div]
سید محمد مهدی حسینی
reza_13
نشانه ی اعتراضه؟این کارو کرده که چی رو ثابت کنه


اصلا نمی خواد شما نظر بدین
تو عصر پادشاهان پاپوش دوز زیاده نمونش هم ( farhadmajidi ) در سرور 27 که خیلی .................. است .

از خود راضی
من فارمت کردم بعدش اخراجت کردن از اتحاد
[/quote]

کسی از شما نظر نخواست
تو منو ...
‏1393/07/23 19:40:13
5212 *تــاپــیک جـامع داسـتان نویسـی*
... وای مارو به کدوم قسمت از تاریخ ببری؟"
اونم خیلی جدی جواب داد:"جوری درستش کردم که اختیاریه،یعنی هم میتونی یه سال مشخص بهش بدی و هم اسم یک دوره از تاریخ رو"
منم یه فکری کردمو و گفتم:"چطوره بنویسی عصر پادشاهان؟؟"
یه مکثی کرد وبا خنده گفت:"نمیدونم!! یه وقت نریم اونجا گینگیزها بگیرنمون؟؟!"

-اشکال نداره اون با من!
منه بدبخت هم چمیدونستم قراره اون اتفاق بیفته...!!
اطلاعات ر که وارد کرد یه دکمه رو فشار داد و شمارش معکوس روی نمایشگر شروع شد:
10.....9.....8..... با وجود اینکه میدونستم الکیه و اتفاقی نمیفته اما خیلی هیجان انگیز بود:...4....3....2.....1
اتاقک شروع به لرزیدن کرد.....تاق توق....دنگ دنگ....تق تق....و بعداز چند ثانیه متوقف شد..

یه نگاه به رموو کردم، اونم تعجب کرده بود!
اما هیچ اتفاق خاصی نیفتاده بود! من که همون علی سابق بودم و رموو هم تغییر نکرده بود. اون اتاق هم همون شکلی بود..!
یه دستی زدم به شونه اش و گفتم:"خــــسته نباشی مهندس!عجب اختراعی کردی!"
یکم جاخورد و جواب داد:"لعنتی باید کار میکرد...عجیبه..خیلی عجیبه!"

ازروی صندلی بلند شدم و گفتم:"بیخیال اینترنت داری من یه چیزی چک کنم؟؟"
-آره بیا بریم.
-ناراحتش نباش..ایشاا... دفعه ی بعدی کار میکنه..خخخخخخ*
رفتیم پای لپ تاپش
-ا چرا کانکت نمیشه؟
-سیم تلفنت وصله؟مودمت اشکال نداره؟
-نه بابا تا قبل از اینکه تو بیایی روشن بود و وصل بودم..عجیبه!
-ا گاه کن چراغ مودمت خاموشه که!
-عجیبه..منکه نتم رو قطع نکردم..چرا این خاموش شده؟!
هرچی دکمه مودم رو زد روشن نشد!
بی اختیارگفتم:"شاید برق نیست؟؟"
رفت به سمت کلید اتاق و اونو بالا و پایین کرد..
یه نفس عمیــــــق کشید و گفت:آره..برق قطعه"
-عجب..شانس منه دیگه...بیخیال

یه خرده حرف زدیم درباره ی بازی و اینا تا اینکه گفتم:" تو که این دوروبر رو بلدی بیا بریم یه چرخی بزنیم..میایی؟؟"
-باشه.بذار لباسامو بپوشم و بریم.
کلیدش رو برداشت و رفتیم. همین که پا توی کوچه گذاشتیم، من حس کردم یه چیزی تغییر کرده.
اما خب شهر غریب بود شاید من اشتباه میکردم...
رموو هم که اینقدر توی فکر اون دستگاه بود که حواسش به هیچی نبود..!
از کوچه اول که رد شدیم یه جوی آب مییدم که از اونور خیابون میومد اینور..خیابون هم خیلی خلوت بود..
تازه متوجه شده بودم که خیابون آس ...
‏1393/07/23 12:14:41
5213 *تــاپــیک جـامع داسـتان نویسـی*
... د خانوم یه سوال داشتم.که اگه بهم بگید واقعا ممنون میشم..."
-بله سرورم. امر کنید...
-الان دقیقا چه زمانی هست؟دوره ی حکومت کیه؟اسم ملکه چیه؟اینجا چه کشوریه؟
-ایشون ملکه سوناتا هستند..ما الان توی "عصر پادشاهان" هستیم،
که قبل از اون "عصر گینگیز ها" بود، اما با کشورگشایی چند پادشاه، قدرت آنها کم شد و الان کشور های مستقل زیادی داریم
که کشور ما یکی از قدرت های جهان هست، به لطف درایت ملکه بزرگمون بانو سوناتا...
ااا...پسر واقعا این گینگیز ها وجود داشتن! خوب شد که الان قدرتشون کم شده بود ضعیف بودن،
وگرنه معلوم نبود اگه گیر اونا میفتادیم چه بلایی سرمون میومد!
ولی با اینحال دوست داشتم از نزدیک ببینمشون..!!

توی افکار خودم غرق بودم که با صدای ندیمه به خودم اومدم:
-ببخشد سرورم، شما چیز دیگه ای لازم ندارید؟
-نه ممنونم لطف کردین.
همین که رفت رموو اومد داخل.....": علی ی !!! پـــــسر پاشو بیا بیرونو ببین چه خبره !!"
چشماش از خوشحالی برق میزدن.!
لباسامو تنم کردم و رفتم بیرون..اوه اوه.. چه خبر بود.. جشن و پایکوبی ...
به رموو گفتم":چی شده که اینا اینقده خوشحال اند ؟ "
-اینجور که من شنیدم یه چیز ارزشمندی از کشور همسایه دزدیدن...واسه همین خیلی خوشحال اند.
-عجب ..دادا توجه کردی بیشتر این اتفاقایی که بیشتر این اتفاقایی که میفته مثل کینگ خودمونه ؟؟!
رموو که اینقده سرش به ممونی و یه دختره به اسم دایانا گرم بود که اصلا حواسش نبود من چی میگم.
زدم پس کله اش و گفتم:"حواست به منه یا به اون؟"
-آخخ ! چرا میزنی.. خب بگو حرفتو!
ای داد بی داد...!! فهمیدم...تازه یادم افتاد قبل از اینکه این اتفاقای لعنتی برامون بیفته رفتیم توی ماشین زمان رموو!
اینقدر کم بهش اهمیت دادم که اصلا به کل یادم رفته بود..!
داد زدم:"مــــاشین زمان"
(رموو)-آرررره.. دیدی گفتم کار میکنه.. ما اینیم دیگه..
-خب کار کرد که کرد...حالت خوش نیستا..باید برگردیم..!
-باشه اما مهمونی باید تموم شه..
ای بابا... اینم توی این اوضاع هوس پارتی کرده بود .. !
رفتم یه گوشه نشستم که دیدم ملکه هم اومد لباساشو که نمیتونم براتون توصیف کنم(عمل سانسورینگ)
اما خودش با آرایش خاصی که کرده بود خیلی خوشگل شده بود..
از اونجایی که اینا فکر میکردند ما دانشمندیم و رموو درحال رقص بود!ملکه اومد و کنار من نشست.. !!
اولش هول شدم.. اما به خودم گفتم آروم باش و راحت باهش حرف بزن و رگ خوابشو پیدا کن...
میدونستم که راه خروجمون فقط بدست اونه..
همه اش از چیزای عجیب و غریب براش تعریف میکردم .. به چیزایی که میگفتم با دقت گوش میداد و و گاهی میخندید و گاهی از تعجب چشماش گرد میشد و دهانش باز میموند..
به نظرم آدم باهوشی میومد !
بهش گفتم:"اگه به ما اجازه بدید یه سری لوازم باید تهیه کنیم برای شروع کارمون..فردا میریم بازار و اونارو تهیه میکنیم"
-حتما...مشکلی نداره .. سربازارو همراهتون میفرستم تا کمکتون کنند.. !
-نه نه.. باید خودمون بیاریمشون..میدونید..یعنی اینجوری راخت تریم..
با لبخند گفت:"باشه.ولی اگه یه وقت فکر فرار کردید، بدونید گروه ویژه ام مراقبتون هستند! "
آب دهنمو قورت دادم و گفتم:" بـــله.. حتما"
دوباره رفتم غلامی رو که از اونجا رد میشد رو بردم یه گوشه و ازش درباره ی گروه ویژه پرسیدم..
-سرورم گروه ویژه 7 نفر از ماهرترین زنهای جنگجو هستند که از کل کشور جمع شده اند و هر مهارتی که فکرشو بکنی دارند..
مثل رعد و برق حمله میکنن و به سرعت نور ناپدید میشن..
یا خــــدا .. باید از دست اینا فرار میکردیم..
رفتم قاطی مهمونی شدم اما فکرم همه اش مشغول بود..
مهمونی که تموم شد همه رفتن برای خواب ما هم رفتیم اما چه خوابی همه ش خواب اون 7 تا زن رو مییدم که دنبالمونند !
فردا صبح زوود رموو رو بیدار کردم لباس هامونو پوشیدیم و یواشکی از قصر زدیم بیرون.
داشتیم توی بازار میرفتیم که رموو گفت:"آهان پسر فمیدم...بخاطر اون ماشین زمان منه که الان اینجاییم"
-خب منم که دیشب گفتم !
-جدی؟؟؟آخه من چیزی از دیشب یادم نیست!! ..هه هه اما دیدی کار کرد؟
-آره بابا.. تو نابغه ای اصلا.. حالا باید زود پیداش کنیم و برگردیم.. اصلا دلم نمیخود اینجا بمیرم..
اینا اگه بدونن ما قلابی هستیم گردنمون رو میزنن..
همینجور جلو میرفتیم و همه جارو میگشتیم تا شاید اون خونه رو پیدا کنیم..
یه دفعه رموو گفت:"علی بدو بیــا"
به دنبالش دویدم توی کوچه و رسیدیم به خونه... با لگد درو باز کردم و رفتیم داخل..
خوب بود که اون لحظه هیچکس اونجا نبود !
سریع رفتیم نشستیم روی صندلیها که یه سرو صدایی از توی حیاط اومد..
موهای بدنم از ترس سیخ شده بود.. اوه خدای من یعنی گروه ویژه بودن ؟!!
-آرش زودباش راهش بنداز دارن میان!!
سریع اطلاعات رو به دستگاه داد ..
به چارچوب در که نگاه کردم 2 تا زن سیاهپوش با نقاب و خنجرهایی براق رو دیدم که داشتن وارد اتاق میشدن..
چشمام رو بستم و فاتحه ام رو خوندم.. صدای پاهاشون نزدیک و نزدیک تر میشد..

دوباره اتقا شروع به لرزیدن کرد..تق تق دنگ دنگ..
ماشین دوباره وایساد ... همونطوری چشم بسته گفتم:"یعنی من مردم؟"
رموو جواب داد:"یعنی ما مردیم؟"
چشمامو آروم باز کردم....:"نه نمردیم...آخ جوووون خونه"

*ولوم: تن صدا- میزان بلندی(یا کوتاهی) صدا
___________________________________________________________________________________________ ادامه دارد
‏1393/08/26 13:36:47
5214 قبل از این که بیای انجمن داشتی چیکار میکردی؟
عصر پادشاهان بازی میکردم
‏1393/07/29 16:26:50
5215 قبل از این که بیای انجمن داشتی چیکار میکردی؟
عصر پادشاهان بازی میکردم


‏1394/04/03 15:58:10
5216 تایـپک جـامع انشاء( هفته پنجم استارت خورد)
به نام خالق هستی..اسپمرای گل و مشتی و علافای انجمن عصری!!
انجمن عصر پادشاهان مطعلق(موته الق-متالقل و ...)به بازی کاملا یا کاملن رایگان عصر(غروب-ثبح و..)پادشاهان است!!
در این انجمن چهار گروه ادم ریخته است!!
گروه اول بیچاره هایی هستند که همان اول بازی فارم شده اند
‏1393/07/24 14:41:23
5217 تایـپک جـامع انشاء( هفته پنجم استارت خورد)
انجمن عصر پادشاهان اینجاست .... همه چی در اینجا متفاوت ..... اسپم دادن و مسخره بازی و کل کل ...... خداحافظی های فراوان و مکرر ..... مدیر سرد و ساکت .......
بله ........ تمام این ها تنها در انجمن رسمی عصرپ
‏1393/07/25 23:28:07
5218 چی دوست داری
پدر مادر ک جای خود،فرشتن..
خدا هم جای خودد..
پوول دوس دارمممم
اینترنت دوس دارممم
لباس دوس دارممم
شادی و خوشبختی و ارامش دوس دارممم
بارون دوس دارمممم
انجمی رسمی عصر پادشاهان دوس دارممممممم
دوستامو دوس دارمممممممم
و سه نخطه
‏1393/07/24 19:20:07
5219 آقای مدیر ایی 110 سکه چی شد؟؟؟ :D
alemi
اون که مال وقتی بود که عصر پادشاهان تو جشنواره اول بشه.

خب مگه نشد؟
‏1393/07/26 17:57:05
5220 بازی کسل کننده
marzbal
دوستان چرا بازی عصر پادشاهان جذاب نیست ادم اوایل که بازی شروع میشه هیجان داره ولی وسطاش دیگه بی انگیزه میشه ایا برای شما هم همین طوره؟؟؟؟ من الان تو اکسپرس سرور 30 هستم برام بازی بی مزه شده

این
‏1393/07/28 00:32:20
5221 آقای مدیر...
alemi
mr-esi
بیا یه حالی به بچه ها بده ایی 110 سکه ایی ر که گفته بودی همیجوری بده.ما عصر پادشاهان اول حصاب مکنم

آره تو گفتی او نا هم میدن

گفتم شاید یه فرجی بشه
مدیر مدونم ایی پیامم میبینی همی سکه ها ر بده دعات مکنم
‏1393/07/27 14:04:10
5222 تایـپک جـامع انشاء( هفته پنجم استارت خورد)
... منو لایک کردن و چه اونایی که لایک نکردن نظر لفطشونه
دوما یک تربیک گنده به hani gonjeshke بابت انشاء خوبش و
بهترین انشائ هفته شدنش


خوب اشناء من آغاز می شود:

من میخوام اون روز که وارد انجمن عصر پادشاهان شدم اصلا کلان بر که نگرده هیچ
از صحنه روزگار محو بشه

تو اون روز بیچاره شدم
من الان باید تو دانشگاه تدریس کنم
حالا باید برا شما انشاء بنویسم


آغا جنبه تنظ داره کسی ور خودش بر نداره
‏1393/07/28 15:31:10
5223 فلات ایران
... نگاه کنید!!
درباره معماری اش هم به نظر منم جالب نیست ..البته باید اعتراف کرد معماری واقعی قرون وسطا هم چیزی از این کم نداره.. اما مسئله اینه که برای بازیکنا باید جذاب باشه( قابل توجه دست اندر کاران عصر پادشاهان عزیز)
پیشنهاد:
می تونید پوسته بوشهر رو اضافه کنید
باور کنید یک معماری خوشگلی داره معماری اصیل بوشهر... به خاطر موقعیت بندری بوشهر در طول تاریخ و حضور انگلیسی ها و هندی ها معماری بوشهر تلفیقی از معماری هندی ایرانی اروپایی هست
‏1393/07/28 12:32:27
5224 فلات ایران
... نگاه کنید!!
درباره معماری اش هم به نظر منم جالب نیست ..البته باید اعتراف کرد معماری واقعی قرون وسطا هم چیزی از این کم نداره.. اما مسئله اینه که برای بازیکنا باید جذاب باشه( قابل توجه دست اندر کاران عصر پادشاهان عزیز)
پیشنهاد:
می تونید پوسته بوشهر رو اضافه کنید
باور کنید یک معماری خوشگلی داره معماری اصیل بوشهر... به خاطر موقعیت بندری بوشهر در طول تاریخ و حضور انگلیسی ها و هندی ها معماری بوشهر تلفیقی از معماری هندی ایرانی اروپایی هست [/div][/quote]

مگه ما مردیم ؟؟؟
معماریش رو بزارن معماری آبادان
‏1393/07/28 12:48:16
5225 فلات ایران
... نگاه کنید!!
درباره معماری اش هم به نظر منم جالب نیست ..البته باید اعتراف کرد معماری واقعی قرون وسطا هم چیزی از این کم نداره.. اما مسئله اینه که برای بازیکنا باید جذاب باشه( قابل توجه دست اندر کاران عصر پادشاهان عزیز)
پیشنهاد:
می تونید پوسته بوشهر رو اضافه کنید
باور کنید یک معماری خوشگلی داره معماری اصیل بوشهر... به خاطر موقعیت بندری بوشهر در طول تاریخ و حضور انگلیسی ها و هندی ها معماری بوشهر تلفیقی از معماری هندی ایرانی اروپایی هست [/div][/quote]

مگه ما مردیم ؟؟؟
معماریش رو بزارن معماری آبادان
[/div][/quote]

‏1393/07/28 12:56:28
منوی کاربری

پیغام

بستن